یک روز امداد رسانی در روستای حیات الغیب

فیلم

فاطمه سادات ضرابی دانشجوی میکروبیولوژی و جوان پر انرژی و پرشوری است که درباره مسایل اجتماعی و گاه سیاسی هم می‌نویسد. یکسالی است نوشته‌هایش را در اینستاگرام دنبال میکنم. هفته پیش اعلام کرد با یک تیم ده دوازده نفره از جوانان عازم مناطق سیل زده لرستان است. گمان کردم مثل آن چیزی که در اطراف زلزله کرمانشاه در صفحات مجازی دیده بودم، میروند و کمکها را تحویل میدهند و چرخی میزنند و عکسی میگیرند و برمی‌گردند. اما آنها در روستای حیات الغیب مستقر شدند. روز به روز دنبالشان کردم. جنس و مدل کارشان متفاوت بود. آنها به آرامی بخشی از روستا شدند. دیگر کمک کردن امری کلی مثل پرت کردن بسته‌ها از بالای هلی‌کوپتر نبود. برای آنها کمک این بود که زهرا خانم پیرزن ساکن فلان خانه این قلم را نیاز دارد و اکبر اقای بالای ده آن چیز را. با هلال احمر و نهادها هم مرتبط شدند و کانالیزه و توزیع کردن کمکها را به عهده گرفتند. دیروز از او خواستم به صورت زنده در اینستا صحبت کند. قبول کرد و نیم ساعتی صحبت کردیم که اینستاگرام به خاطر مشکلات فنی پاک کرد. از او خواستم به من کمک کند تا از راه دور از فعالیت او و گروهش یک رپرتاژ هفت هشت دقیقه‌ای بسازم. سوالات را به او دادم و خواستم ضبط کند و بفرستد. معتقدم مدل فعالیت انها که تمرکز روی یک محله خاص است و نگاه استراتژیک گروه آنها به مساله کمک رسانی و نیازهای دراز مدت این روستای خاص، نحوه ارتباط گیری شان با جامعه محلی و ادغام شان در جامعه روستا به جای نگاه از بالا به پایین بالاشهری های تهرانی (که به شدت یادآور نگاه استعماری آمریکایی‌ها در آفریقاست) همگی فوق‌العاده و به شدت الهام بخش است. آنهم با کمتر از بیست سی میلیون تومان. به ویژه وقتی این را با فعالیت آقای زیباکلام و بقیه سلبریتی‌ها در کرمانشاه مقایسه میکنم. معتقدم مدل فعالیت امثال ضرابی نه فقط می‌تواند الگویی برای ساختن آسیب‌های سیل باشد که میتواند مدلی برای ساختن آینده ایران باشد. دست مریزاد و بیش باد.

این خبر را به اشتراک بگذارید :