مشاهیر و برجستگان |شیخ جمال الدین ساوجی پیشوای قلندریان|شیخ جمال الدین ساوجی

مشاهیر و برجستگان |شیخ جمال الدین ساوجی پیشوای قلندریان|شیخ جمال الدین ساوجی

مشاهیر و برجستگان و نیکوکاران ساوه

شیخ جمال الدین ساوجی پیشوای قلندریان

شیخ جمال الدین ساوجی

شیخ جمال الدین ساوجی را موسس قلندریان می دانند .قلندریان فرقه ای از صوفیه اند که از جهت افکار و عقاید با ملامتیه نزدیکند و مقید به اخفای حال و عمل نیستند و رندی پیشه کنند.بعضی شیخ جمال الدین ساوه ای را که به قول ابن بطوطه (سیاح مراکشی در قرن هشتم)از ساوه مهاجرت کرد و در دمیاط (از شهرهای مصر) مستقر شد و در همانجا وفات یافت از موسسان این فرقه می دانند .

شهر کنونی دمیاط جدید الاحداث است و شهر قدیمی را فرنگی ها در زمان الملک الصالح ویران کرده اند و خانقاه شیخ جمال الدین ساوه ای پیشوای گروه معروف قلندریان که ریش و ابروان خود را می تراشیدند در ان واقع است.

قلندریان ریش و ابروان خود را می تراشیدند .ابن بطوطه سببش را این گونه نقل می کند:و این سید جمال مجرد ساوجی بود و مدتی در مصر مفتی بود چنانچه هر مشکلی که مردم را در مسائل پیش می امد بی انکه به کتاب رجوع کند جواب می گفت و مصریان او را کتابخانه روان می گفتند. سید جمال مجرد به فرط جمال موصوف بود چنانچه مصریان او را یوسف ثانی می خواندند و همچنان که زلیخا به حضرت یوسف مفتون شده بود زنی از امرای مصر عاشق سید جمال گردید و او به تنگ امده از مصر جانب زمین دمیاط گریخته و ان زن از فرط تعلق بی تابانه به دنبال او شتافت و چون این خبر به سید جمال رسید مضطرب گشت و دست به دعا برداشت زوال حسن خود را از خدا خواست و ان به شرف اجابت رسید موی سبلت و ریش و ابروی او همه ریخت و زن چون بدانجا رسیده بدان هیئت دید روی گردانید و به مصر رفت و سید از ان بلا نجات یافته در انجا توطن نمود.

داستان زندگی و احوال جمال الدین ساوجی را شخصی به نام خطیب فارسی در قرن هشتم هجری به نظم در قالب مثنوی در اورده و ان را (قلندر نامه خطیب فارسی) (در سیرت جمال الدین ساوجی) نام نهاده. این منظومه نزدیک ۱۷۷۰ بیت دارد . و در ان سید جمال الدین را چنین وصف می کند :

کتابی نظم کردم جمله حاوی                  بر احوال جمال الدین ساوی

فرو خوان سیرت پیر زمانه                       جمال الدین ساوی ان یگانه

یکی مردیست اندر ساوه امروز                مبارک روی و صاحب فر و فیروز

که اندر علم و اندر زهد و تقوی                 میان عاشقان مانند او نی

پسر دارد یکی صاحب قرانی                     ز منظوران ربانی جوانی

ز هر علمی که در ملک جهانست             سراسر پیش ذهن او عیان است

ز شر عیات و معقولات یکسر                   خبر دارد زهی نور منور

ز اولاد محمد و ال پاکست                      وجودش بس شریف و خاکناک است

هر انچ اندر زمین و اسمانست                   دل او را زعالم ان نشانست

بنا به قول گوینده این منظومه (خطیب فارسی) جمال الدین ساوجی در سال ۴۶۳ در شهر دمیاط مصر جهان را بدرود می گوید.