
شعر قارشیدا ایمام زادا…از اشعار سنتی شاهسون
قارشیدا ایمام زادا
گلیرم سنه دادا
ال من نن اتک سن نن
سودیگیم ورمه یادا
ای امامزاده ای که مرقدتدر کوهپایه است برای دادرسی به تو متوسل میشوم دستم به دامانت مرا یاری کن تا معشوقه ام نصیب دیگری نگردد
قارشیدا ایمام زادا
گلیرم سنه دادا
ال من نن اتک سن نن
سودیگیم ورمه یادا
ای امامزاده ای که مرقدتدر کوهپایه است برای دادرسی به تو متوسل میشوم دستم به دامانت مرا یاری کن تا معشوقه ام نصیب دیگری نگردد